تبليغاتX
ستون

ستون

ستون به سقف تو می زنم_______________ اگر چه با استخوان خویش

به نام خداوند مهربان که دوستش می دارم

امروزبخاطر پیش آمدن پاره ای از مسائل تصمیم گرفتم دیگه روی وبلاگم کار نکنم با این که خیلی بهش عادت کردم و خیلی دوستش دارم ولی دیگه نمی تونم.

از این که در این مدت دوستای خوبی پیدا کردم واقعا خوشحالم .هدف من از ساختن این وبلاگ آگاه سازی بوده و نمی دانم تا چه حد در این کا موفق بودم ودیگر این که با دوستانم درد دلی کنم از این که شاید با نوشته هایم ناراحتتون کردم منو ببخشید.

هدف من همیشه داشتن ایرانی آباد ،سر بلند،آزادوبه دور از هر ظلم و ستمی بوده وامید وارم هدف تمام وبلاگ نویسان عزیز این باشه ، فرقی نمی کنه جزو چه حزب و گروهی باشند.

البته شاید وبلاگم رو واگذار کردم ولی هنوز چیزی مشخص نیست.

                             پاینده باد یاران ایران

+ نوشته شده در  جمعه هفتم مرداد 1384ساعت 8:21  توسط نگار  | 

ایران آزاد

در کتاب عالیجناب سرخپوش(اثر اکبر گنجی) در مورد قولی که آقای خاتمی بعد از قتل های زنجیره ای داده بود چنین نوشته است "دیگر چنین اتفاقی در دوره من نخواهد افتاد "

ولی دیدیم در دوره ایشان مسئله ی کوی دانشگاه،زندانی شدن وکیل قتل های زنجیره ای،زندانی شدن اکبر گنجی(که یکی از حامیان اصلاحات خاتمی بود)،و قتل خانم زهرا کاظمی که تمام دنیا را شوکه کرد اتفاق افتاد. واقعا باید برای دولت جمهوری اسلامی متاسف بود که کشورکانادا برای مرگ ایشان ایران را تهدید به تحریم کند ،خانم کاظمی فقط در آن کشور زندگی می کرد کسی که ایرانی بود در ایران کشته شود و کشوری دیگر برای دفاع از حقوق ایشان ایران را تحریم کند.

اگر این نقض حقوق بشر نیست پس چیست؟آیا کسی پاسخ گو به این همه قتل و غارت است ؟ تکلیف ما چیست که مرگ این همه دگر اندیش و دگر باش را می بینیم و نمی توانیم سخنی بگوییم؟تا کی سکوت؟جوانان مهاباد را به طرز وحشتناکی شکنجه کنن و ما بشینیم و نگاه کنیم .اکبر گنجی را به 6 سال حبس محکوم کنند برای کاری که نکرده وما سکوت کنیم ، آقای خاتمی سکوت کند و آقای رفسنجانی زیر بار نرود.چرا کسی مثل امامی محفلی بسازد وفروهرها را در اوج مظلومیت به قتل برساند و کسی مثل امیر انتظام بهترین سالهای عمر خود را در زندان بگذراند و هیچ کس پاسخ گو نباشد زرافشان را به جرم پیگیری قتل های زنجیره ای به زندان بیاندازند؛ وپاسخ گو نباشند.

امروز معضلاتی که در حکومت جمهوری اسلامی به چشم می خورد غیر قابل چشم پوشی است، مانند نبود اقتصادی سالم که باعث فقراکثر قریب به اتفاق مردم ایران زمین شده است.وضعیت اقتصادی به حالتی در آمده که مردم فقط و فقط به فکر در آوردن نان شکمشان هستند و بس.

متاسفانه مسئولان از وضعیت موجود سوء استفاده کرده و برای رسیدن به اهدافشان که همانا استفاده های شخصی است قدم بر می دارند.که نمونه ای از آن را در انتخابات به چشم دیدیم.(که با دادن وعده های سر خرمن مردم را به آینده ای دروغین دلگرم کردند.)

امروز حتی اگر مردم ایران راضی به تحمل این وضعیت اسف بار باشند؛ دنیا و حقوق بشر نمی پذیرد ،که جوامعی وجود داشته باشد که در آن حقوق بشر معنی نداشته باشد و ملتهایی وجود داشته باشند که در فقرسیاسی و اقتصادی زندگی کنند.

دیگر وقتی برای تجربه کسب کردن نداریم، بلکه باید از تجربه های به دست آمده(چرا که ایرانیان اولین تجربه ی دموکراسی را در خاور میانه دارند- دوران مشروطه) استفاده کرد و برای داشتن جامعه ا ی سالم ، دموکرات و به دوراز تحجر فاشیستی قدم برداریم، جامعه ا ی که در آن بتوانیم با آزادی بنویسیم و با آزادی زندگی کنیم.به دور از دغدغه ی در آوردن نان شکم ،به دور از داشتن زندان سیاسی، به دور از داشتن سعید امامی ها وبه دور از این همه درد.

به امید آن روز که دست در دست هم ایرانی آباد وآزادبسازیم که لایق ایرانی باشد وبه امید آزادی هر چه سریع تر عزیز در بندمان ( ایران).

                     پاینده باد یاران ایران

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم مرداد 1384ساعت 11:3  توسط نگار  | 

نامه سروش، سحابی، کدیور،حجاریان و علوی تبار به گنجی

"خطای ما و تو این بود که عدل علوی وعشق مولوی را از فقه فرسوده صفوی طلب کردیم این پنداری ویران بود و اینک ویران تر شده است"(استناد از سایت ملی مذهبی)

                               پاینده باد یاران ایران

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم تیر 1384ساعت 22:8  توسط نگار  | 

تصاویری از تجمع مردم جلوی درب دانشگاه تهران و سرکوب کنندگان  دیروز جمهوری اسلامی ثابت کرد که به هیچ عنوان حاضر به پذیرفتن اشتباهات خود نیست وبه همین دلیل دولت آقای احمدی نژاد با شکست سختی روبه رو خواهد شد.امروز مردمی که فقط برای تحصنی آرام و گرفتن حقوق هم وطنشان جلوی درب دانشگاه می رونداینگونه سرکوب می شوند و به خاک و خون کشیده می شوند  وای به روزی که برای حق خود اعتراضی بکنند.بشریت ، امروز نگران حال گنجی و ملت ایران است، ولی سردمدارن این حکومت به فکر آزادی ملت فلسطین،ولی در مورد ما بدون توجه به اعتراضات و   اصول انسانی که باید به آن پای بند باشد به توحش خود ادامه می دهند(آیا نباید به ملت ایران بابت تحمل این بربریت حق کاپیتولاسیون پرداخت گردد؟!).اما باید به یاد داشته باشند که در هیچ دوره ای حکومتهای ظالم در ایران پایدار نمانده اند و امروز هم کما فی سابق وروزی خواهد رسید که عقده های این مردم مانند دمل های چرکین سر باز خواهد کرد و در آن زمان دیگر کاری از دست هیچ کس بر نخواهد آمد .، نه دیگر باتومها ، نه گازهای اشک آور و نه کتک خوردن و زندان رفتن برای مردم ما مهم نخواهد بود.امروز جامعه بشری چشم به ایران دوخته و هیچ حرکتی از چشم آنها دور نخواهد ماند شاید امروزه حکومت جمهوری اسلامی توجهی به این هشدارها نداشته باشد ولی این را باید بداند که اگر بتوانددرمقابل مردم ایران به زور کتک،کشتار وزندان بایستد در مقابل دنیا نخواهد توانست.ما مردم ایران فقط چیزی را که حقمان است به عنوان یک انسان می خواهیم که همان آزادیست . ما ملت ، آزادی بیان  می خواهیم نه پوشیدن شلوار کوتاه و...در جامعه ی که آزادی بیان حاکم باشد آزادی های دیگر هم معنا پیدا می کند در کشوری که ما حق خواستن حقوقمان را نداریم دیگر این که چه چیزی بپوشیم مهم نیست.ما ملت چون به آزادی فکر می کنیم و با تمام وجود به آن اعتقاد داریم پس به آن خواهیم رسید شاید به خاطر آن گنجی ها ،مجتبی ها،فروهرها،زرفشان ها و هزاران کس دیگر را از دست بدهیم ولی تفکرمان پابرجاست و آن را به هیچ وسیله ای  نمی توانند از ما بگیرند حتی اگر لازم به پرداختن بهای آن باشیم.

به امید آزادی هر چه سریع تر عزیزان در بندمان

                                       پاینده باد یاران ایران

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم تیر 1384ساعت 11:11  توسط نگار  | 

حماسه ی دیگر

امروز دوباره می خواهیم حماسه ای نو بسازیم ، برای یار دیرینه مان یاری که مدت طولانی دژخیمان او را به بند کشیده اند .

یاری که برای رساندن صدای نبود دموکراسی در این مرز و بوم بگوش دنیا اینهمه درد و زجر را تحمل میکند .

ما میخواهیم به این دژخیمان بفهمانیم که ما یاران امثال گنجی ها هستیم و در همه حال و همیشه خواهیم بود؛ حتی اگر آنان بزور باتوم ها ، زندانها و شکنجه ها احازه ی این جنبش را ندهند .

باز ما هستیم چون افکارمان هست چون ایرانی هستیم و به وطنمان عشق می ورزیم و برای هر که آزادی مردم و وطنش را دوست دارد تا جان در بدن داریم حمایتش می کنیم ، حتی اگر در این راه همانند گنجی ها روانه ی زندانهایشان شویم .

امروز ساعت 1700 تا 1900 تحصنی آرام در مقابل درب دانشگاه تهران برپا خواهیم کرد و آزادی بی قید و شرط اکبرگنجی را از زندان تحجر فاشیستی خواهانیم .

فرش چشمانمان به انتظار گامهایتان گسترده است.

21/4/1384 به فراخوان دفتر تحکیم وحدت

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم تیر 1384ساعت 23:2  توسط نگار  | 

دست در دست هم دهیم و ایرانی آباد و آزاد بسازیم،ایرانی به دور از فقر،فحشا،خفقان وبه دور از داشتن

زندان سیاسی و زندانی سیاسی،ایرانی مستقل با مردمی شاد و بدون غصه وایرانی بسازیم که در آن

 فردوسی ها،حافظ ها،مصدق ها و... زندگی می کردند.با ارق ملی خود ایرانی بدون فاشیست بسازیم.

بدون ضحاکان مار به دوش .

فراخان دوستان عزیز برای کاری نو.عده ای از وبلاگ نویسان عزیز در نظر دارند وبلاگی ساخته شود تا در آن درد دلشان را یک صدا به گوش همه برسانند وبه همین دلیل ما از دوستانی که تمایل به شرکت در این عزم ملی دارند فرا می خوانیم تا دستانمان را با یاری گرمشان بفشارند. در این جا هدفهای که از این فراخوان در نطر گرفته ایم بخوانید و ما را از نظراتتان مطلع سازید.

پاینده باد ایران طوفنده باد یاران ایران

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم تیر 1384ساعت 8:19  توسط نگار  | 

حمايت روشنفکران ايرانی از اکبر گنجی بيش از 380 نفر از اهل قلم و فعالان سياسی ايران با انتشار بيانيه ای از اکبر گنجی به عنوان مبارز راه آزادی و دموکراسی و برابری ستايش کردند و او را از قربانيان شاخص نقض حقوق بشر در ايران شماردند.
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم تیر 1384ساعت 10:58  توسط نگار  | 

شيرين عبادي:

توجه همگان را نسبت به وضعيت خطرناك اكبر گنجي جلب مي‌‏كنم

گنجي محل ملاقات را به دليل حضور مراقب ترك كرد

وكيل اكبر گنجي با اشاره به ملاقات صبح امروز خود با موكلش در زندان اوين، گفت: طبق دستور كتبي معاون امور زندان‌‏هاي دادستاني تهران يك نفر مراقب، در ملاقات بنده با گنجي حضور داشت كه اين امر خلاف قانون است، زيرا گنجي حكمش قطعي شده است شيرين عبادي در گفت‌‏وگو با خبرنگار "ايلنا"، با اعلام اين مطلب، گفت: صبح امروز در مراجعه به زندان اوين اجازه ملاقات با گنجي به بنده داده نشد، مقامات زندان اعلام كردند كه بايد دادستاني تهران دستور اجازه ملاقات را صادر كند، اما پس از چندين بار تماس با دادستاني تهران اين اجازه صادر شد.
وي افزود: پس از اين كه اجازه ملاقات صادر شد، گنجي را به قسمت ملاقات وكلا آوردند، در همين هنگام مأمور مراقبي آمد و اعلام كرد كه طبق دستور كتبي دادسراي تهران بايد يك نفر مراقب در اين ملاقات حضور داشته باشد كه موكلم نيز در اعتراض به اين مساله گفت كه هيچ واهمه‌‏اي از كسي ندارم و كليه حرف‌‏هاي خود را به صورت علني بيان مي‌‏كنم، اما چون رفتار دادسرا خلاف قانون است، به اين دستور خلاف قانون تمكين نمي‌‏كنم و حاضر به ملاقات نيستم و به همين جهت گنجي محل ملاقات را ترك كرد.
عبادي با اشاره به وضعيت جسماني اكبر گنجي، گفت: در اين ملاقات گنجي به شدت لاغر و نحيف شده بود تا حدي كه به راحتي نمي‌‏توانست صحبت كند.
وكيل اكبر گنجي ادامه داد: بنده در دو هفته گذشته سه بار ديگر به زندان اوين رفتم و هر سه مرتبه نيز آقايان مانع ملاقات من شدند و اعلام كردند كه گنجي ممنوع الملاقات است، اما اين بار كه براي چهارم بود، دستور ملاقات صادر شد، اما طبق دستور سالاركيا؛ معاون امور زندان هاي دادستان تهران، ملاقات مي‌‏بايستي با حضور مراقب صورت مي‌‏گرفت.
عبادي خاطر نشان كرد: حضور مراقب در ملاقات كسي كه حكمش قطعي شده است، خلاق مقررات قانوني است، زيرا حكم قطعي گنجي صادر شده است و بيش از پنج سال است كه دوران محكوميت خود را سپري مي‌‏كند.
وي افزود: بنده توجه مقامات مسوول دادسراي تهران را به نكات قانوني جلب مي‌‏كنم و اميدوارم كه از اين پس شاهد رعايت قانون در كشور باشيم. همچنين توجه همگان را نسبت به وضعيت خطرناك اكبر گنجي جلب مي‌‏كنم.
وكيل اكبر گنجي با بيان اين كه موكلش 23 روز است كه در اعتصاب غذا به سر مي‌‏برد، تصريح كرد: مجدداً از مقامات مسوول قوه قضاييه خواهش مي كنم كه به وضعيت حاد اكبر گنجي توجه كنند و اجازه ندهند كه ضايعه‌‏اي پيش آيد كه جبران ناپذير باشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم تیر 1384ساعت 12:37  توسط نگار  | 

نامه ای به آزادگان جهان نامه ی گنجی به آزادگان جهان را در اینجا بخوانید . و از حال این آزاد اندیشان بیشتراطلاع پیدا کنید.

به امید آزاد شدن هر چه سریع تر این آزاد مردان ایران.

پاینده باد ایران

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم تیر 1384ساعت 19:0  توسط نگار  | 

                                                      آقای رئیس جمهور

 

آقای رئیس جمهور تو فقط هستی که باشی و دیگر هیچ.

در جمهوری اسلامی ؛رئیس جمهور تنها نمادی از دموکراسی است.فقط برای خالی نبودن عریضه .نه تفکری مستقل ونه قدرت اجرایی.بودن رئیس جمهور در جمهوری اسلامی فقط برای یک تغییر نام است . یک نام عوام فریبانه.فقط برای اینکه عوام،این نظام دیکتاتوری را یک جمهوری بدانند صرفا بخاطر اینکه دارای یک رئیس جمهور است. اما غافلند از اینکه در این نظام به اصطلاح جمهوری ،رئیس جمهور تنها یک مقام تشریفاتی است و مجری سیاستها و برنامه های از قبل تعیین شده دیگران. دیگرانی که با مکرو حیله،زور و شکنجه،کشتار روشنفکران و آزاد اندیشان و ترور شخصیتهای مانع،با طل خواندن افکار مخالف و توقیف روزنامه ها و.... به قدرت رسیده اند و به هیچ قیمتی هم حاضرنیستند آنرا از دست بدهند. و این حقیقتی است که سر انجام برای عوام نیز آشکار خواهد شد.

حقیقتی که هاشمی رفسنجانی که خود یکی از همان صاحبان قدرت آغشته به خون است ،قبل از انتخابات دوره ی نهم بیان کرد (که شاید تنها حرف راستی بود که در تمام عمر خود گفته باشد) و آن اینکه:"چه من رئیس جمهور بشوم و چه نشوم،سیاستها و برنا مه های نظام همین است و تغییر نمی کند."

در این حرف کا ملا واضح است که دیگران صاحبان اصلی این قدرت هستند و در هر پست و مقامی که باشند(رهبری،رئیس تشخیص مصلحت نظام،رئیس مجلس و...)حرف حرف آنهاست.

با این وجود براستی در حیرتم از سادگی مردم که چرا باز هم فریب می خورند و به پای صندوق های رای می روند و از این نظام جبار نا آگاهانه حمایت می کنند. یک دوره با شعار حمایت از جوانان و ضعفا و  یک دوره با شعار ایرانی آزاده آباده و مستقل و این دوره هم با شعار دموکراسی و اجرای عدالت اجتماعی،اقتصادی،سیاسی و...

جالب اینکه در این شعارها مشخص است که آقا یان می دانند درد این مردم چیست و چه نقطه ضعفی دارند:نبود آزادی ،نبود دموکراسی،نبود امنیت ،نبود رعایت حقوق بشر،نبود عدالت در هیچ زمینه ای و صدها نبود دیگر که همگی مورد نیاز جامعه ی بشری است.

در عوض بود ظلم و ستم،بود جو خفقان،بود فقر و بد بختی،بود فحشا و زشتی،بود بیکاری و اعتیاد و فساد،بود جلادان خونخوار، بود دزدی و چپاول و صدها بود دیگر که همگی دشمن جامعه ی بشری هستند.

براستی هر دوره که آقایان شعار سر می دهند،به این معنی است که تا بحال برایتان کاری انجام نداده ایم ولی از این به بعد انشاءلله.

اما هر دوره مانند دوره قبل و برنامه ها و سیاستها هیچ تغییری نمی کنند(البته بدتر می شوند که بهتر نمی شوند).

و تنها سر دادن اینگونه شعارها از دهان کاندیدا های ریاست جمهوری،کشاندن این مردم شریف و صادق  به پای صندوق های رای  است.

فقط جهت نشان دادن به دنیا، چرا که رای مردم حتی بررسی هم نمی شود و همه چیز از قبل تعیین شده است و تمام این برنا مه ها و فیلم ها از قبیل به حد نصاب نرسیدن آرا و به دور دوم کشاندن انتخابات فقط و فقط جهت فریفتن مردم و افکار عمومی دنیا است که حتی آنهایی که تردید دارند،باور کنند که رای آنها در انتخابات بررسی می شود و موثر است.

ولی عوام فریبی تا کی؟ خوردن حق و حقوق ایرانیان مظلوم تا کی؟ظلم و جنایت تا کی؟کشاندن مردم به فقر،فساد،فحشا ،اعتیادو... تا کی؟چاپیدن و خوردن ؛تظاهر به انسانیت؛تقوی و پاک دامنی، اشک تمساح بر سر سجاده ریختن تا کی؟

سرانجام روزی حقیقت این نظام بر همگان آشکار می گردد و این پوستین های میش می پوسند و گرگهای خون اشام پدیدار می شوند سرانجام ماهیت زشت و پلیدشان هویدا می شود و پرده ازروی اسرار به کنار می رود. ما موران جلاد اطلاعات این سگهای پاسبان نظام ولایت ظلم و جور،که همچون روباهان می فریبند،همچون سگان هار بر جان و مال و ناموس ایرانی چنگ می اندازند و همچون شغال نزد اربابانشان زوزه ی خوش خدمتی سر می دهند،به همراه صاحبانشان به سزای عمالشان خواهند رسید . و عقده ی 26 سا له ی ایرانیان سر  باز خواهد کرد و همچون گردابی آنها را خواهد بلعید به امید فرا رسیدن هر چه سریع تر آن روز.

 با تشکر از دوست عزیزم اردشیربرای نوشتن این مقاله ی زیبا.

                                         

                                    پاینده باد ایران

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم تیر 1384ساعت 9:5  توسط نگار  |